|
روزهای پمبه ای دختر اردیبهشتی |
وقتی گیجی کار نکن.. وقتی گیجی کار نکن.. وقتی گیجیگولوئی کار نکنننننننننننننن... خونه خالم یه مراسم ختم قرانو ازون صوبتا بود.بش گفتم اوپس روسریت خط تاش مونده،گف بیا وردار اتوش کن.منم اومدم سرعت عمل به خرج بدم،بدون میز اتو اینا گذاشم رو زمینو..طی اولین حرکته اتو روسریهه چسبید به موکته نو..کلی کشیدم تا کندید..بعد به رو خودم نیوردم،میز اتو اوردم،باز تا اتو رو گذاشتم جیزز کردو روسریه غیژغیژی شد،ورداشتم یه طرف دیگشو گذاشتم،باز..تا 4 تا شد..خالم اومد گف اوووه اینجاش سوخته..گفتم نه باباااا اصن اونجاشو اتو نکردممممم هنووو...گرف ببینش کشید صافش کنه ویژژژژژ تا ته پاره شد :)))) دیگه بنده خدا ندید از 4 جا سوخته بوده..در همون حین اتو از دستم افتادو بچه سارا که به زور خابونده بودش بیدار شدو اتو کلی چیزه سوختیده چسبید بشو... دیگه..یه سریم ظرف شیکوندیمممم...
[ پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥۸ ب.ظ ] [ دختراردیبهشتی ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |